تبليغاتX
ما هیچ ، ما نگاه - خوشحالم !

به نام خدا مریم هستم ۳ ساله از ایران !

الآن اینجانب فردا midterm زبان داشته و روز بعدترش هم دریا دریا تمرین ریاضی داشته و روز بعدترترترش هم ! (شنبه) کویز و خروار خروار تمرین برنامه نویسی داشته و الآن کاملا ریلکس نشسته و وبلاگ آپدیت می کنم ! خواهش میکنم ! تورو خدا اینقدر تشویقم نکنین ! کاری نکردم که ! باور کنین اگه شما هم بخواین می تونین هیچ کاری انجام ندین !

ظن من این است که آن زمان که آدمیان در صف تعادل و استرس بوده اند من در WC بوده ام !!!

البته بگماااا من خیلی هم استرسیم ولی کلا به حالم فرقی نداره !

یعنی چه استرس داشته باشم چه نداشته باشم حسش که نباشه درس رو تعطیل میکنم...دلتون بسوزه !  ...  راستی من نمی دونم چی میشه که همین که پام به کلاسهای عمومی می رسه یهو لالام میاد و میخوابم !Night دوستمم بدتر از خودم ! ما تمرین که باید تحویل بدیم گروه بندی شدیم و تمرینها و پروژه مون گروهیه ... الآن زنگ زدم به دوستم که جنس اون خاکی که شنبه قراره بریزیم تو سرمون رو بپرسم ازش !

اولش که خواب بود ... میگم میخوای بعدا زنگ بزنم ؟ میگه نه دیگه پاشدم ... میگم تمرین ها رو چی کار کنیم؟  ... میگه نمی دونم من هنوز صورتهاش رو ندارم !!! (صورت سوالها رو برامون میل میکنن)

-   یعنی هنوز صورتها رو نگرفتی ؟؟!؟؟!؟!؟

-    نه ! ...حالا چطوریه ؟! سخته ؟

یعنی ما اینقدر خوچحالیم که نگو و نپرس !

این ترم بهار کی تموم میشه ؟! سیاه و کبود شدیم اینقدر درس خوندیم !

لولو ما رو بخوره !!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 19:0 توسط خانوم میم ! |